الیناالینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

الینا * نیکویی و نعمت برای ما *

9 ماهگی من...

به لطف خدای مهربون،امروز 9 ماهه شدم....چقدر تند و سریع میگذره...انگار همین دیروز بود که بعد از 9 ماه  به تکامل رسیدم و اومدم به سرزمین آدم بزرگها!! و امروز 9 ماه از اون روز میگذره...ببینید ماشاالله چه خانمی شدم!!   ...
8 دی 1391

اولین یلدای من...

یلدا یعنی زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت...به همین مناسبت یک شب نشینی کوچولو برای اولین یلدای الینا ترتیب دادیم ایشون هندونه خانم مراسم هستند:   این یکی هم هندونه تزیین شده (کالسکه) مادر بزرگ میز تنقلات میز شام مختصر...شامل باقالی پلو با ماهی و رشته پلو و ژله هندونه و سالاد هندونه که همش بدون تزئینه....چون مامانم به شدت سرما خورده بود بیا تا در بلندترین فرصت شبانه، از هزار رنگی پاییز به یک رنگی زمستان برسیم یلداتون مبارک     ...
30 آذر 1391

8 ماهگی و جشن دندونی...

هشت ماهه شدنم با يك اتفاق خيلي خوب توام بود...اون اتفاق اين بود كه دقيقا شب تولد 8 ماهگيم وقتي داشتم گريه ميكردم؛يهو يك مرواريد كوچولو روي لثه پائينم توسط مامان كشف شد و اين بود آغاز ماجراي ترتيب دادن يك مهموني كوچك به همين مناسبت     ...
10 آذر 1391

یک روز خوب...

اول آبان ماه؛ چشمانم به دیدار یکی از فرشته های خوب زمینی روشن شد...بله آقای دکتر معینی...بی شک یکی از بهترین و حاذق ترین پزشکان متخصص زنان در ایران که روز 8 فروردین سال 1391 من رو به پدر و مادرم هدیه داد     آقای دکتر به خاطر همه مهربونیهات ازت ممنونم...     امروز عید قربان است...غمهایتان قربانی شادیهایتان...عیدتون مبارک ...
5 آبان 1391
1